تنهایی من | |||
![]() |
در کشاکش شب های بی ستاره و روزهای ابری چشمانم هنوز دنبال اثری از او می گردد ، نشانه ای که مرا رهنمون شود به سوی آنچه با تمام وجود آن را می طلبم .
از حصار تنهائیم که بیرون می خزم ، سرما تا مغز استخوانم پیش می رود و چنان سردم می شود که گویا هرگز گرم نخواهم شد .
اما باز هم می خواهم به دنبال آن بی نشان تمام شهر غربت را زیرو رو کنم .
با فشار هر قدم بر روی سنگفرش های کوچه های خالی از عبور صدای فریاد برف ها گوشم را پر می کند و ناله وحشی باد دلم را می لرزاند راه سخت و سرد است و پر نشیب و من مصمم به یافتن آن گمشده همچنان می روم.............
نمی دانم چه ساعتی از شب است و نمی دانم چقدر از راه را پیموده ام اما اکنون اینجا آسمان آبی است ، ستاره ها چسمک زنان به چشمان مشتاق من لبخند می زنند و ماه با همان چهره صبور و ثابت همیشگی ردّ پای خسته مرا بر روی برف ها دنبال می کند و من همچنان می روم .
در گوشه ای از سیاهی شب پرتویی از مهتاب راه باریکی را به سوی افق روشن می کند و من با تمام وجود به سوی دست نقره فام مهتاب می دوم .
اینجا چقدر گرم است و چقدر روشن و روی برف ها چه ردّ زیبا و درخشانی تا طلوع خورشید کشیده شده است ، ردّ پایی از عشق که مرا تا کلبه نور می برد .
از زلف پریشان تو آشفته ترم من در کوی تو آشفته چو باد سحرم من
باشد که بیاید ز گلستان تو بویی عمریست که چون باد صبا در به درم من
25663:کل بازدید |
|
8:بازدید امروز |
|
4:بازدید دیروز |
|
پیوندهای روزانه | |
درباره خودم
| |
![]() سروش نصیری
اگه دوست داشتی یه سری بهش بزن ....! | |
لوگوی خودم
| |
| |
لوگوی دوستان | |
![]() | |
لینک دوستان | |
بایگانی | |
سروش1 | |
اشتراک | |